بلاگ

مدیر سایت
۱۳۹۷/۱۱/۲۶
مقالات بدون دیدگاه

کارآفرینی

قسمت اول:

مقدمه:

کارآفرينی فرايندی پويا و مستمر است. درست است که افراد با ويژگی ها و خصوصياتی ذاتی متولد می شوند، اما اشخاص، کارآفرين متولد نمی شوند بلکه از طريق تجربيات و آموزش در طول زندگی کارآفرين می شوند.

کارآفرينی فرايندی است که فرد کارآفرين با خلق ايده های نو، شناسايی فرصت های جديد و بسيج منابع، مبادرت به ايجاد کسب و کار شرکت های نو نموده که توام با پذيرش ريسک و مخاطره است و منجر به معرفی محصول و خدمت جديدی به جامعه می گردد.

گام اول:آمادگی و تصميم راسخ برای ورود به دنيای کسب و کار

گام اول شامل موارد زير مي‌شود:

۱-انواع زندگی شغلی

۲-انتخاب زندگی شغلی

۳-دسته بندی مشاغل بر اساس علايق

۴-تصميم به کارآفرينی و ورود به دنيای کسب و کار

تعريف زندگی شغلی:

دورانی است که فرد مهمترين و بيشترين وظيفه اش در رابطه با انتخاب شغل و پيشرفت شغلی خود را تحقق می بخشد.

انواع زندگی شغلی:

استخدام: استخدام نوعي زندگي شغلي است که شخص در غالب يک قرارداد رسمي و معتبر وقت و مهارت هاي خود را در مقابل وجه مشخص در اختيار سازمان هاي دولتي يا خصوصي قرارمي‌دهد.استخدام شرايطي را فراهم مي     سازد که موجب امنيت شغلي کامل يا نسبي براي مدت طولاني مي گردد.

خود‌اشتغالی: منظور‌ از خود‌اشتغالي نوعي زندگي شغلي است که فرد حرفه‌ي خود را بر اساس تجربيات و مشاغل آزاد موجود در بازار و با مسئوليت شخصي انجام مي دهد در استخدام سازمان يا افراد نيست. شخص خود اشتغال خطر پذيري کار را شخصا متقبل مي شود. و قابل ذکر است تنها موقعي مي توان نام انتخاب زندگي شغلي را بر روي يک فعاليت حرفه‌اي گذاشت که هم آگاهانه باشد و هم تداوم داشته باشد. ( حدود سه تا پنج سال)

کارآفرينی: اين اصطلاح اولين بار‌ در فرانسه در سده شانزدهم بکار برده شد در مورد افرادي که در ماموريت هاي نظامي جان خود را به خطر مي انداختند و به استقبال مرگ مي رفتند.

زندگي کارآفرينانه زندگي است توام با هيجان، خطر پذيري، تنوع، تغيير، شکست، پيروزي، شوق، تلاش، خلاقيت و فرصت گرايي، زندگي که در آن از سکون و رخوت و نااميدي خبري نيست.

کارآفرين معتقد است براي بدست آوردن پول بايد از پول چشم پوشيد و براي رسيدن به موفقيت حاضر است طعم شکست را بچشد.

کارآفرين کسي است که پلی بين صنعت و دانشگاه می زند و پر‌کننده‌ی خلاء بين علم و بازار است.

مفهوم کارآفرينی: کارآفرينی فرايندی است که فرد کارآفرين با خلق ايده های نو، شناسايي فرصت های جديد و بسيج منابع، مبادرت به ايجاد کسب و کار شرکت هاي نو نموده که توام با پذيرش ريسک و مخاطره است و منجر به معرفي محصول و يا خدمت جديدی به جامعه می گردد.

 

تفاوت بين خود اشتغالی و کارآفرينی:

اگر شخص خود اشتغال پس از مدت کوتاهي رشد قابل توجهی بکند مي توان گفت وارد حوزه‌ي کارآفرينی شده است اما اگر بعد از سه تا پنج سال در همان حالت باقي بماند فقط يک خود اشتغال است.

ویژگی های زندگی شغلیکارآفرینانخود اشتغالانمستخدمین
استقلال طلبیزیادزیادکم
خطر پذیریزیادمتوسطخیلی کم
نیاز به پیشرفتخیلی زیادمتوسطکم
نیاز به قدرتکممتوسطزیاد
خلاقیتزیادتا حدودیکم
فرصت شناسیخیلی زیادمتوسطکم
تحمل ابهامزیادتا حدودیکم

تذکر: فرصت شناسی به اين معنا است که فرد بجای توجه به محدوديت های موجود و رفع آن ها و حفظ وضع موجود به فرصت هايی توجه می کند که با بهره برداری از آن مي تواند وضعيت موجود خود را ارتقاء دهد.

انتخاب زندگی شغلی:

دوره ای که فرد شغل خود را انتخاب می کند دوره بسيار مهمی است چون سرنوشت، خوشبختی و سعادت دنيوی و اخروی فرد بستگی بسيار زيادی به انتخاب شغل او دارد.

لازم به ذکر است که جوانان بايد شغل خود را بر اساس ويژگي ها، اهداف، علايق و ضعف و قدرت خود به صورت واقعی و شفاف انتخاب کنند تا بتوانند در کنار ويژگي ها و الزامات و شرايط مختلف زندگي شغلي انتخابي صحيح داشته باشند.

نکته قابل توجه اين است به خاطر تغييرات اساسي در مفاهيمي مثل دولت ، سازمان ، رقابت و بازار ديگر نمي توان گفت کسي که استخدام است از امنيت شغلي برخوردار است چون با توجه به سياست هاي دولت مبتني بر واگذاري فعاليت هاي تصدي گري به بخش خصوصي و کوچک کردن بخش دولتي عملا شاهد کاهش امنيت شغلي در بخش دولتي هستيم. حتي کساني که مي خواهند در شغل دولتي باقي بمانند بايد در شغل خود خلاقيت و نوآوري داشته باشند. پس در عصر صنعتي استخدام شالوده نيست بلکه کار آفريني اساس است. بنابراين جوانان مجبورند زندگي کارآفرينانه را انتخاب کنند.

يک سئوال کليدی: آيا ابتدا بايد شغل را انتخاب کرد يا زندگی شغلی را؟

پاسخ اين است که نبايد دنبال يک پاسخ ثابت و قطعي باشيم و در واقع به عوامل مختلف مثل نوع شغل، قوانين و مقررات بستگي دارد. اما آنچه مهم است بايد به اين پرسش که آيا شغل و نوع زندگي فعلي براي من مناسب است يا خير پاسخ روشن و مستدل بدهيم.

تصميم به کارآفرينی و ورود به دنيای کسب و کار:

«چيزی را که واقعا می خواهم بدست خواهم آورد»     I Want What’ I Want’ When’ I Want It                    

همه‌ ما چيز‌های زيادی را می خواهيم ولي چرا به همه‌ی آن ها نمی رسيم . زيرا بسياری از خواسته های ما به حد کافي جدی و واقعی يا به حد کافی براي ما ضروری نيست.خواستنی که در آن حرکت و برداشتن اولين گام نباشد يک هيجان آنی و موقت است زمانی که احساس علاقه و انگيزه در شما ايجاد شد، اقدام کنيد در غير اين صورت ايده شما عملی نخواهد بود.

If you don’t do it now. You will never do it

«اگر همين الان آن را انجام ندهی، هرگز آن را انجام نخواهی داد»

موفقيت احتياج به ايمان، اراده، برنامه، عمل، پشتکار و بسياری چيز‌های ديگر دارد و البته مهم ترين عامل تصميم راسخ است. با بر داشتن گام اول احساس خواهيد کرد يک تحول فکری و نگرش جديد در مورد کار، پول و موفقيت در شما ايجاد شده است.

امروزه جهت رسيدن به آرزوهای مالی و موفقيت های بزرگ اجتماعی بايد زندگی شغلی کارآفرينانه داشته باشيم حتی با توجه به شرايط اقتصادی و اجتماعی جهان و کشور، در آينده نزديک براي رسيدن به حداقل سطح زندگي و اطمينان نسبی مجبوريم زندگي کارآفرينانه را انتخاب کنيم.  بنابراين کارآفرينی امروزه يک انتخاب نيست بلکه يک ضرورت است.

قابل ذکر است که براي کارآفرينی تحصيلات بالا خوب است اما کافی نيست . بسياری از کارآفرينان موفق از تحصيلات بالا برخوردار نبودند. در کشور‌هاي توسعه يافته ۴۰ در‌صد از کارآفرينان موفق ديپلم و زير ديپلم بودند.

از افراد منفی باف و خطر گريز دوری کنيد در راه ورود به کارآفرينی خطرات، ورشکستگي، از دست دادن نزديکان و سنگ اندازيهای زيادی است اما لذت ها و سود‌های زيادی هم دارد. اگر تصميم خود را گرفته ايد مطالعه ساير بخش ها را شروع کنيد.

اغلب سردرگمی های ما ناشی از اين است که نمی دانيم چه می خواهيم؟ بايد به اين پرسش پاسخ قاطع بدهيم . توجه داشته باشيد آينده ديگر در امتداد گذشته نيست به قول معروف: کارآفرينی يک نوع سرمايه گذاری برای آينده است . يک سال بخور نان و تره‌، صد سال بخور گوشت بره.

جمع بندی:

انواع زندگی شغلی: ۱-استخدام  ۲-خوداشتغالی  ۳-کارآفرينی

کارآفرينی يک انتخاب نيست بلکه يک ضرورت است و بايد در اين مسير علايق و مهارت های خود را بشناسيد. البته اين را مد نظر داشته باشيد ورود به کارآفرينی مستلزم تحمل و پذيرش سختي های فراوان است ولي لذت و سود آن نيز فراوان است.

گام دوم: کارآفرينی

۱-مفاهيم کارآفرينی

۲- ويژگي‌هاي کارآفرينان

۳- مهارت‌هاي کارآفرينان

۴- فرايند کارآفرينی

۵- انواع کارآفرينی

۶- دلايل شکست کارآفرينان

مفاهيم کارآفرينی:

بنا به تعريف واژه نامه وبستر کارآفرين کسي است که متعهد می شود مخاطره‌های يک فعاليت اقتصادی را ساماندهی، اداره و تقبل نمايد. از نظر اقتصاد‌دانان، کارآفرين کسي است که منابع، نيروي کار، مواد و ساير داراييها را با هم ترکيب مي کند تا ارزش آن‌ها را نسبت به قبل بيشتر کند.روانشناسان معتقدند کارآفرين کسي است که به وسيله ويژگي شخصي خود به پيش مي‌رود، ويژگيهايي از قبيل نياز به کسب کردن يا رسيدن به چيزي، تجربه نمودن، انجام دادن يا شايد فرار از حوزه ديگران.

اما تعريفي که اکثر صاحب نظران در مورد آن اجماع دارند عبارت است از:

« فرايند خلق چيزي با ارزش و متفاوت، از طريق اختصاص زمان و تلاش کافي، همراه با خطر مالي، رواني و اجتماعي، به منظور دريافت پاداش هاي مالي و رضايت شخص از نتايج حاصله»

افراد کارآفرين دارای چه ويژگی هايی هستند؟

 الف) ويژگي هاي روانشناختی:

۱- خطر‌پذيری(کارآفرينان عموما پذيرندگان خطر هاي مطالعه شده، و مديريت پذير يا حساب شده هستند و سعي مي کنند احتمالات را به نفع خود تغيير دهند.)

۲- استقلال‌طلبی ( کارآفرينان علاقه شديدي به کنترل داشتن بر امور دارند تا بتوانند خودشان تصميم بگيرند)

۳- مرکز کنترل درونی ( اين افراد معتقدند که بر سرنوشت خود کنترل دارند و خود باعث موفقيت يا شکست برنامه هايشان هستند.)

۴- نياز به موفقيت و پيشرفت 

۵-ايده پردازی و خلاقيت و نوآوری(خلاقيت، فرايند ايجاد هر چيز با ارزش است و در حقيقت پيدايی و تجلی يک انديشه و فکر است. در حالي که نوآوری، فرايند عملي ساختن آن انديشه و فکر است.

فرصت ها نيز، موقعيت هايی هستند که از بررسي نياز هاي جامعه فراهم مي شوند که کارآفرينان اين نيازها را درک کرده اما افراد عادي قادر به درک آنها نيستند.)

‌ ۶– اعتماد به نفس (کارآفرين توانايي ها و راهبرد هاي خود را قبول دارد و خود را باور دارند.)

۷- تحمل ابهام (کار آفرينان به مراتب بيش از مديران شرکت ها قدرت تحمل ابهام را دارند، آن ها بدون اينکه احساس تهديد يا ناراحتی نمايند، قادرند به طور اثر بخش با شرايط و اطلاعات مبهم، ناقص، غير

قطعي، سازمان نيافته و غير شفاف دست‌و‌پنجه نرم کنند.)

‌۸- پشتکاربالا (اين افراد با شکست نااميد نمي شوند بلکه آنقدر ادامه مي دهند تا به نتيجه برسند.)

۹- آرمان گرايی و داشتن دورنما( داشتن هدف از ويژگي هاي کارآفرينان است که براي رسيدن به آن برنامه ريزی می کنند.)

۱۰- پيشقدم بودن

۱۱- اهل عمل و کار بودن

۱۲-نتيجه گرا بودن ( اين نتيجه، کسب در آمد، رسيدن به سود يا رضايت شخصي است.)

‌۱۳- کارآمد بودن ‌(توانايي بهره برداري بدون اتلاف منابع و زمان)

‌۱۴- چاره جويی (راه حل هاي مبتکرانه در موقعيت های غير منتظره)

۱۵- بی صبری ( بي صبري در رفع موانع)

۱۶- علاقه‌مندی به ياد گيری

۱۷- رهبری ( يعني ترغيب و جهت دادن به فعاليت ها و مديريت منابع انساني و مادي براي دستيابي به اهداف تعيين شده)

ب) ويژگي‌های جمعيت شناختی

بعد از شناخت ويژگيهای رفتاري کارآفرينان، با مجموعه اي از ويژگي‌هاي ديگر آشنا مي‌شويم که ميتوانند، تاثير به سزايي در تصميم گيري يک فرد براي کارآفرين شدن داشته باشند. به اين ويزگي هاي

جمعيت شناختی می گويند که عبارتند از:

  1. تجربه کاری ۲- نارضايتی از شغل قبلی ۳- الگوی نقش(به طور کلی وجود يک الگوي نقش کارآمد، افراد‌ را به پذيرش مخاطرات کارآفرينی تشويق می کند.)

‌۴– شرايط کودکی۵- سن۶- سطح تحصيلات۷- انگيزش برای آغاز فعاليت اقتصادی

« پيش از اينکه تصميم بگيری مشورت کن و قبل از آن که عمل کنی فکر کن» امام علي (ع)

انواع مهارت هاي مورد نياز کارآفرينان:

الف) مهارت های عمومی کسب و کار

ب) مهارت های مديريتي

مهارت هاي عمومي کسب و کار

  1. مهارت در تبديل ايده و فرصت به يک کسب و کار ۲- مهارت در نوشتن ۳- مهارت در برقراري ارتباط و مذاکره ۴- مهارت در انتخاب نوع کسب و کار ۵- مهارت در انتخاب نام کسب و کار ۶- مهارت در انتخاب مکان کسب و کار ۷- مهارت در کنترل و نظارت

مهارت هاي مديريتي

  1. مديريت فنی: ۱-۱- مديريت توليد ۱-۲- انبار داری ۱-۳- خريد ۱-۴- فروش ۱-۵- توزيع
  2. مديريت منابع انسانی
  3. مديريت راهبردی
  4. مديريت زمان
  5. مديريت خطر پذيری
  6. مديريت بازاريابی و شناخت بازار:
    • انجام تحقيقات در زمينه بازار، مشتريان و رقبا
    • مهارت در قيمت گذاری
    • مهارت در تبليغات
    • مهارت در تبيين روش فروش
    • مهارت در تعيين شيوه ‌های توزيع
  7. مديريت مالی و حسابداری و تامين سرمايه
    • جذب سرمايه و تامين مالی
    • استفاده از سرمايه و تخصيص بودجه
    • انجام حاسبات مالي و تهيه ترازنامه و حساب سود و زيان

۸-مديريت توسعه

براي راه اندازی يک کسب و کار کارآفرينانه چه فرايندی بايد طی شود؟( مراحل هفتگانه)

۱-خود ارزيابی و کسب آمادگی ۲-شناسايی و ارزيابی فرصت ۳-نوآوري و ايده يابی

۴-تدوين طرح کسب و کار ۵-تامين منابع مورد نياز ۶-تاسيس و راه اندازی کسب و کار

۷-اداره کسب و کار و تثبيت آن

-خود ارزيابی و کسب آمادگی:

توانايي مقابله با مشکلات، محدوديت ‌ها و شکست ‌ها ويژگي است که کارآفرينان مي‌بايد آن را دارا باشند. البته اينگونه نيست که يک کار کارآفرينانه همواره با سختي همراه باشد، اما در سال های ابتدايی و همچنين تا رسيدن به رونق اقتصادی مشکلاتی در اين مسير وجود دارد در نتيجه ارزيابي ويژگي‌های شخصيتی و توانايی های فرد از طريق پرسشنامه ها و آزمون های مختلف نسبت به مهارت ها و توانايي ها لازم و ضروري است.

شناسايی و ارزيابی فرصت:

شناسايی فرصت و ارزيابی آن يکي از مشکل ترين کار‌هاست. اکثر فرصت‌های مناسب خود به خود نمايان نمی شوند بلکه فرد کارآفرين بايد با هوشياری و توجه به اطراف، موقعيت ها و فرصت ها را کشف کند.

به طور کلي در بخش شناسايی و ارزيابی فرصت بايد اين مراحل طی شود:

  • ايجاد و افزايش فرصت
  • ارزش حقيقي و مفهومي فرصت
  • خطر احتمالي و بازده فرصت
  • تناسب فرصت با مهارت ها و اهداف کارآفرين
  • موقعيت رقابتی

-نوآوری و ايده‌يابی:

در اين مرحله فرد کارآفرين می بايد بعد از کشف فرصت‌های نهفته در بازار، ايده های مناسب را استخراج کند و آن را با نوآوری و ابتکار عمل به ظهور برساند يعني ايده تبديل به کالا يا خدمت شود.

تدوين طرح کسب و کار:

براي بهره گيری از فرصت ها و عملياتی کردن آن، نياز به تدوين طرح کسب و کار مي‌باشد که در فصول بعدي به آن مي‌پردازيم.

تامين منابع مورد نياز:

به طور کلي براي تامين منابع مورد نياز بايد مراحل زير را طي کرد:

  • منابع موجود کارآفرين
  • فاصله بين منابع و ملزومات موجود و منابع و ملزومات مورد نياز
  • دسترسي به منابع مورد نياز

تاسيس و راه اندازي کسب و کار:

در اين مرحله بايد با توجه به کشف فرصت و ارزيابی آن با اخذ مجوز‌هاي لازم و براساس زمانبندي طرح به تاسيس و مديريت کسب و کار پرداخت.

-اداره کسب و کار و تثبيت آن:

اداره بنگاه از طريق طي مراحل زير مقدور و ممکن می باشد:

  1. شيوه مديريتي
  2. متغير هاي کليدي براي موفقيت
  3. شناسايي مشکلات موجود و مشکلات بالقوه
  4. اعمال سامانه هاي کنترل(براي نظارت)
  5. ارزيابي و اصلاح

انواع کارآفرينی:

الف) کارآفرينی درون سازمانی

ب) کارآفرينی مستقل

کارآفرينی درون سازمانی در صورتی است که فرد استخدام شرکت يا موسسه ای باشد و کارآفرينانه عمل کند و در صورتي که خود سازمان نيز شرايطی را فراهم کند که فعاليت های کارآفرينانه سريع تر و راحت تر به ثمر برسد به آن کارآفرينی درون سازمانی يا شرکتی می گويند.

تفاوت اساسي کارآفرينی درون سازمانی با مستقل در اين است که کارآفرين درون سازمانی از ابتدای فرايند کارآفرينی تا انتها کمتر می تواند بر امور نظارت داشته يا مجری آن باشد.

قابل ذکر است که کارآفرينان در توسعه اقتصادي جوامع نقش اساسي را بازی می کنند و موتور حرکت و رشد اقتصادي جوامع هستند.

چرا برخی از کارآفرينان با شکست مواجه می شوند؟

موفقيت در کسب و کار هيچگاه خود به خود و شانسی اتفاق نمی افتد بلکه اصولا به سازماندهی و بصيرت فرد موسس و کارآفرين بستگی دارد. بايد دقت و تلاش داشته باشيم در شروع کسب و کار اشتباهات زير را انجام ندهيم و به آن ها توجه داشته باشيم:

۱-حرکت بدون يک برنامه منسجم در کسب و کار

۲- فقدان سرمايه کافی

۳- پيش بينی ناقص بودجه

۴- قيمت‌گذاری غلط

۵- غفلت از بازاريابی

۶- در نظر نگرفتن رقابت

۷- نداشتن انعطاف‌پذيری لازم

۸- اسارت در کسب و کار بجای رياست برآن

۹- رئيس در حد عالی، کارمندان در حد معمولی

۱۰- روابط غلط

۱۱- رشد کنترل نشده

۱۲- راه اندازی يک کسب و کار فقط بر اساس هيجان

« ناچيز پنداشتن مشکلات در شروع کسب و کار يکی از بزرگترين موانع کارآفرينی است»

گام سوم: نوآوری و ايده يابی

گام سوم شامل موارد زير است:

  1. مفاهيم خلاقيت، نوآوری، ايده و فرصت
  2. انواع نوآوری و فرصت
  3. موانع خلاقيت و نوآوری
  4. فنون خلاقيت و نوآوری

خلاقيت و نوآوری رمز ماندگاری در دنيای کسب و کار است. در دنياي پر رقابت کنونی، ماندگاری و کاميابی در فعاليت‌هاي اقتصادي هرگز کار ساده‌ای نيست. قواعد بازي رقابت در عصر حاضر مثل

گذشته نيست که مشخص باشد بلکه کسی موفق می شود در شرايطی کار کند که قواعد بيشتری را بکار گيرد. قواعدی که پيش بينی آن خيلی هم ممکن نيست و براي پيشبرد کار نياز به خلاقيت و

نوآوری است.

خلاقيت چيست؟

خلاقيت فرايندی است که منجر به يافتن راه‌حل‌ها و ايده‌ها و يا فرآورده‌هايي مي‌شود که بی همتا و جديد است.

ويژگي‌های خلاقيت:

۱-خلاقيت، فرايندی فکری و روانی است.

۲-محصول خلاقيت می تواند به شکل يک اثر، ايده، راه‌حل، يک شيء و يا هر چيز ديگر ارائه ‌شود.

۳-محصول خلاقيت پديده‌ای نو و جديد است.

۴-محصول خلاقيت اثری است که علاوه بر تازگي داراي ارزش نيز باشد.

۵-خلاقيت يک توانايی عمومي است و در همه افراد کم و بيش و جود دارد.

۶-خلاقيت قابل پرورش است و با محيط اجتماعی و فرهنگی ارتباط مستقيم دارد.

نوآوری چيست؟

نوآوری تبديل خلاقيت (ايده‌ي نو) به محصول (کالا يا خدمت) و ارائه آن به بازار و دستيابي به سود است.

يک نوآوری زمانی ارزشمند است که پاسخگوي يک ضرورت و نياز باشد.

نمودار فرايند خلاقيت، نوآوری و کارآفرينی

 

ايده و فرصت چيست؟

ايده، در حقيقت ارائه يک راه‌حل جديد براي انجام دادن کارهاست. ايده‌ها مي‌تواند به صورت يک الگو، طرح و يا يک برنامه باشند و يا به صورت دستگاهي جديد با روشي نو براي نظارت بر امور و يا حتي يک

شيوه‌ی نوين مديريتی باشد. هيچ ماشينی قادر به ساخت ايده نيست، بلکه اين کار فقط از عهده‌ی ذهنی خلاق و پويا بر‌می آيد. براي تفکيک ايده و فرصت از يکديگر و شناخت رابطه‌ی آن‌ها با هم

می توان گفت که هر ايده‌ای يک فرصت نيست، اما هرفرصتی حتما يک ايده در دل دارد. فرصت‌ها از جمع ايده و يک خلاء يا نياز بوجود می آيد.

انواع نوآوری:

۱-نوآوری بنيادی، اين نوآوری منجر به خلق بازار‌هاي جديد می شود.( جايگزينی ام پی تری به جاي واکمن)

۲-نوآوری در محصول ( باطری شارژی بجای باطری قلمی معمولی)

۳-نوآوری در تجديد ساخت فناوری: تجديد ساخت فناوري مستلزم وارد کردن مواد يا تجهيزاتي از حوزه‌هاي ديگر صنعت براي توليد هر محصول جديد می باشد. به عبارت ديگر با ترکيب چند فناوری محصولي کاملا متفاوت ارائه شود.

۴-نوآوری در نام گذاری و تبليغ( برچسب کالا) حدود ۲۴ درصد فروش محصولات به تبليغ آن بر می گردد.

۵-نوآوری در فرايند توليد: بيشتر سرمايه‌گذاری های جديد صرف جايگزينی تجهيزات می شود. تحقيقات نشان می دهد که صنعت به طور مستمر در پی توسعه ظرفيت توليدی خود است.

۶- نوآوری در طراحی ( مهمترين نکته در اين رابطه انعطاف پذير بودن محصول با شرايط بازار و مصرف کننده است.)

۷- نوآوری در زمينه تجديد فرمول سازی: تجديد فرمول سازي شامل تغيير در ساختار محصول فعلي بدون تغيير در اجزاء آن است مثل تغيير اسانس يک محصول

۸- نوآوری در ارائه خدمات: نوآوري در اين حوزه بر سرعت، دقت و صحت توزيع تاکيد دارد. چرا که جلب يک مشتري جديد هفت برابر حفظ مشتري قبلي هزينه دارد.

۹- نوآوری ‌در‌ بسته‌بندی:بسته‌بندی جديد بر اساس مطالعه‌ی بازار باعث گشايش بازار و جلب مشتريان جديد می گردد.

ادامه دارد…

منبع: «برگرفته از کتاب کار‌آفرينی گام به گام استاد محمد کیا»

نظر